حمد الله مستوفي قزويني
138
تاريخ گزيده
و معامله كردند تا ابو البخترى زهير بن هشام كه پسر عموى رسول بود ، آن مخالفت نامه باطل كرد . پس ازين معجزهء شق القمر بود . چون از وحى سال دهم در رسيد ، در ذى القعده ، ابو طالب در گذشت و خديجه [ عليها السلام ] [ 1 ] بعد ازو [ بسه روز نماند ] [ 2 ] . پيغمبر ( ص ) آن سال را عام الحزن خواندى . بعد از ابو طالب ، عباس امير مكه شد . اما چون سليم القلب بود ، شر كفار قريش از پيغمبر ( ص ) دفع نتوانست كرد . قريش با او جفاها كردند . پيغمبر ( ص ) با بنى هاشم از دست ايشان ، بحصارى كه آن را شعب خوانند ، متحصن شد و عبد الله عباس ، آنجا متولد گشت . پيغمبر ( ص ) بعد از سه ماه به طايف رفت و زيد بن حارثه با او بود . دو ماه و ده روز آنجا اقامت فرمود . دين او كس نپذيرفت و با او جفاها كردند و بالزام از آنجا براندند . چون عزيمت مكه كرد ، در راه گروه جن به دو رسيدند و مسلمان شدند . پيغمبر ( ص ) بزنهار مطعم بن عدى به مكه در آمد . چون از وحى ، يازده سال و چند ماه بگذشت ، معراج اتفاق افتاد ، در شب سابع عشرين رجب سنة اثنين و خمسين عام الفيل ، و پنج نماز فرض شد . چون جور كفار سخت گشت ، حاجيان اهل مدينه را بخفيه دعوت كرد . از بنى خزرج ، شش كس دين او پذيرفتند . بمدينه رفتند و سال ديگر ، از اهل مدينه ، دوازده كس ، از اوس و خزرج بيامدند و در عقبه با او بيعت كردند و پيغمبر ( ص ) مصعب بن عمير را با ايشان بفرستاد تا اهل مدينه بر دست او مسلمان شدند . ازين معنى كفار خبر يافتند ، باتفاق ابليس كه به صورت شيخ نجدى پيش ايشان آمد ، تدبير كشتن رسول ( ص ) كردند . رسول بفرمان خداى تعالى ، در آخر سال سيزده از وحى كه سنهء ثلاث و خمسين عام الفيل بود ، بمدينه هجرت فرمود . ابو بكر رضي الله عنه و غلامش عامر بن فهير و عبد الله اريقط در خدمتش
--> [ 1 ] - ب ، ر ، ندارد . ق : عليها السلام - ف : عليه السلام [ 2 ] - م : [ بسه ماه يا بسه روز باختلاف روايات نماند ] . ظاهرا ابو طالب بعد از خديجه . بسه روز ، در هشتاد سالگى مرده ( رك : تاريخ يعقوبى جلد دوم ص 26 )